در یکی از جنجالی‌ترین تصمیمات اقتصادی پس از بازگشت به کاخ سفید، دونالد ترامپ اعلام کرده است که تعرفه‌ای پایه به میزان ۱۰ درصد بر تمامی واردات به آمریکا وضع خواهد کرد. این اقدام، که از نظر برخی بازگشت به دوران حمایت‌گرایی شدید است، همزمان با اعمال تعرفه‌های سنگین‌تر بر ده‌ها کشور دیگر از جمله چین، اتحادیه اروپا و مکزیک، موجی از واکنش‌ها را در محافل اقتصادی و سیاسی جهان برانگیخته است. آیا این اقدام، استقلال اقتصادی آمریکا را بازمی‌گرداند یا زنجیره تأمین جهانی را دچار بحران خواهد کرد؟

آنچه ترامپ می‌گوید: استقلال اقتصادی با دیوار تعرفه‌ای

ترامپ در مراسمی در باغ رز کاخ سفید، از این سیاست به‌عنوان «اعلامیه استقلال» اقتصادی آمریکا یاد کرد. وی اعلام کرد که تعرفه‌هایی سنگین در پاسخ به اقدامات مشابه شرکای تجاری وضع خواهد شد؛ از جمله تعرفه ۳۴ درصدی بر واردات از چین و ۲۰ درصدی بر اتحادیه اروپا. به گفته یک مقام کاخ سفید، این تعرفه‌ها از ۹ آوریل اجرایی خواهد شد و ۶۰ کشور را در بر خواهد گرفت. تعرفه پایه ۱۰ درصدی نیز از شنبه اعمال می‌شود.

در کنار این تصمیمات، ترامپ با امضای یک دستور اجرایی، معافیت تعرفه‌ای برای کالاهای کم‌قیمت را لغو کرد و اعلام کرد که به‌زودی تعرفه‌هایی بر کالاهای راهبردی مانند نیمه‌هادی‌ها، داروها و مواد معدنی حیاتی وضع خواهد کرد.

دیدگاه مخالفان: هزینه‌ای سنگین برای مصرف‌کننده و اقتصاد جهانی

مخالفان این سیاست بر این باورند که اقدامات ترامپ نه‌تنها موجب بازگشت صنایع تولیدی نمی‌شود، بلکه پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد آمریکا و جهان خواهد داشت. به گفته برخی اقتصاددانان مستقل، تعرفه‌های گسترده می‌توانند زنجیره تأمین جهانی را مختل کرده، رشد اقتصادی را کاهش داده و باعث افزایش هزینه زندگی برای خانواده‌های آمریکایی به میزان هزاران دلار در سال شوند.

شرکت‌های بزرگ نیز اعلام کرده‌اند که فضای نامطمئن تجاری ناشی از تهدیدهای تعرفه‌ای، برنامه‌ریزی برای تولید، سرمایه‌گذاری و توسعه را با اختلال مواجه کرده است. این نگرانی‌ها باعث شده بازار سهام آمریکا از فوریه تاکنون حدود ۵ تریلیون دلار از ارزش خود را از دست بدهد.

 تراز تجاری منفی بهانه است یا واقعیت؟

بررسی داده‌های سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که آمریکا با بیش از دوازده کشور مهم، دچار کسری تجاری گسترده‌ای است. چین با اختلاف قابل توجهی در صدر قرار دارد و آمریکا با این کشور حدود ۲۹۵ میلیارد دلار کسری داشته است. پس از آن، اتحادیه اروپا (۲۳۶ میلیارد دلار)، مکزیک (۱۷۲ میلیارد دلار) و ویتنام (۱۲۳ میلیارد دلار) قرار دارند. این آمار از دید موافقان ترامپ، توجیه محکمی برای بازتعریف روابط تجاری آمریکا به شمار می‌رود. آنان معتقدند این کسری‌ها نتیجه سیاست‌های باز تجاری است که به سود کشورهای دیگر و به زیان تولید داخل آمریکا تمام شده است.

اما منتقدان می‌گویند این ارقام تنها بخشی از واقعیت هستند و نشان نمی‌دهند که مصرف‌کنندگان آمریکایی، در قبال این کسری، کالاهای ارزان‌تری دریافت کرده‌اند، و شرکت‌های آمریکایی از زنجیره‌های تأمین جهانی بهره‌مند شده‌اند. به باور آنان، به جای جنگ تعرفه‌ای، باید به سراغ توافق‌های بهتر تجاری و اصلاح سیاست‌های مالیاتی و آموزشی داخلی رفت.

جنگ نچاری

 تعرفه‌های دیگر کشورها بالاتر است؟

در دفاع از سیاست‌های جدید، مشاوران ترامپ به این نکته اشاره می‌کنند که بسیاری از شرکای تجاری آمریکا، تعرفه‌هایی بالاتر از خود آمریکا دارند. بر اساس داده‌های سازمان تجارت جهانی، میانگین تعرفه‌ها در آمریکا حدود ۳.۳ درصد است؛ در حالی‌که کشورهایی مانند هند (۱۷ درصد)، برزیل (۱۱.۲ درصد)، ویتنام (۹.۴ درصد) و کره جنوبی (۱۳.۴ درصد) تعرفه‌هایی به مراتب بالاتر بر کالاهای وارداتی وضع می‌کنند.

موافقان معتقدند که آمریکا سال‌ها با روی باز واردات کالاها را تسهیل کرده، اما متقابلاً با تعرفه‌های بالا در کشورهای دیگر روبه‌رو شده است. آن‌ها می‌گویند تعرفه‌های جدید تلاشی است برای رسیدن به نوعی توازن و تقابل منصفانه.

در مقابل، منتقدان تأکید دارند که بسیاری از این کشورها در حال توسعه‌اند و سیاست‌های حمایتی بخشی از روند رشد صنعتی آن‌هاست. همچنین، در عمل، آمریکا با کشورهایی مانند کانادا، مکزیک و کره جنوبی توافق‌های تجارت آزادی دارد که اکثر کالاها را از تعرفه معاف کرده‌اند. بنابراین، بسیاری از این میانگین‌ها در واقعیت اجرایی نیستند و تصویری اغراق‌شده از تبعیض تجاری نشان می‌دهند.

رویترز

در آستانه بازتعریف نظم تجاری؟

اقدامات ترامپ، اگرچه با هدف احیای صنایع داخلی و کاهش وابستگی به واردات انجام می‌شود، اما در عمل پیامدهای پیچیده‌ای خواهد داشت. تجربه جنگ تجاری با چین در دوره اول ریاست جمهوری او نشان داد که تعرفه‌ها نه‌تنها باعث بازگشت تولید به داخل آمریکا نشدند، بلکه منجر به افزایش هزینه‌های مصرف‌کننده و تنش‌های بیشتر در نظام تجارت جهانی شدند.

اکنون و در آستانه رقابت‌های انتخاباتی، ترامپ بار دیگر بر سیاست‌های حمایتی تأکید کرده است. اما سؤال اصلی اینجاست که آیا جهان امروز با همان ابزارهای قرن بیستم می‌تواند در برابر پیچیدگی‌های زنجیره‌های جهانی تولید، چالش‌های محیط زیستی و رقابت فناوری پاسخ دهد؟ پاسخ به این پرسش، تعیین‌کننده مسیر آینده نظم تجاری جهانی خواهد بود.