در حاشیه‌ی شهر صنعتی هوشی‌مین، جایی در امتداد جاده‌ای که زمانی ترافیک کامیون‌ها صدایش را پر می‌کرد، کارخانه‌ای متروکه هنوز ایستاده است. دیوارهای زردرنگش ترک خورده‌اند، اما تابلوی محو شده‌ی "دوستان متحد ویتنام" هنوز روی سردرش دیده می‌شود. سال‌ها پیش، این کارخانه از تولید باز ایستاد، کارگرانش خانه‌نشین شدند و امید جایش را به خاموشی داد.

اما آن‌سوتر، درست در همان شهر، کارخانه‌ای دیگر امروز هزاران قطعه‌ی الکترونیکی برای برندهای جهانی می‌سازد. کارگرانی با یونیفرم‌های سفید و چشمانی مطمئن به آینده، روزانه هزاران قطعه دقیق را در زنجیره‌ای جهانی جای می‌دهند. از میان ویرانه‌های اقتصاد مرکزی و فقر ساختاری، ویتنام توانست به قطب صادرات صنعتی بدل شود.

برای آن‌ها که می‌خواهند بدانند سرمایه‌گذاری چگونه می‌تواند نه‌فقط پول، بلکه نظم، کارایی و امید را وارد چرخه تولید کند، می‌توان به تجربه سه کشور نگاه کردکشورهایی که با بحران شروع کردند، اما پایان‌شان تولید بود.

 

سه مسیر احیای تولید از دل بحران

تمرکز سرمایه‌گذاری؛ آنجا که بیشترین بازده نهفته است:سرمایه‌گذاری کورکورانه تنها حجم پول را افزایش می‌دهد، نه تولید را. کشورهایی که موفق شدند، ابتدا اولویت‌ها را شناسایی کردند. ویتنام در دهه ۹۰ به‌جای توسعه متوازن، سرمایه‌گذاری را به مناطق آزاد صادرات‌محور هدایت کرد. آنجا برق پایدار، معافیت مالیاتی و دسترسی به بندر فراهم بود. در کمتر از دو دهه، این تصمیم‌گیری هدفمند زیرساخت‌هایی ساخت که امروز بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان از آن بهره می‌برند.

هند نیز، در کنار توسعه زیرساخت، تصمیم گرفت از داروسازی و فناوری اطلاعات پشتیبانی کند. با ایجاد پارک‌های فناوری و معافیت‌های مالیاتی برای صادرات خدمات، این کشور امروز به یکی از منابع اصلی نرم‌افزار جهان بدل شده است.

اعتمادسازان پنهان؛ اصلاحاتی که تولید را زنده می‌کند

بسیاری از روایت‌های موفق، نه از کارخانه بلکه از اتاق‌های تصمیم‌گیری آغاز شده‌اند. ترکیه در سال ۲۰۰۱، هم‌زمان با اصلاح ساختار بانکی و اعطای استقلال به بانک مرکزی، اصلاح قوانین سرمایه‌گذاری را نیز کلید زد. تنها پس از این اصلاحات بود که سرمایه به تولید بازگشت.

در اندونزی، تأسیس کمیسیون مبارزه با فساد (KPK) شاید مهم‌ترین عامل در بازسازی اعتماد بود. وقتی سرمایه‌گذار بداند که قانون قابل پیش‌بینی است و روابط جایگزین ضوابط نمی‌شود، زنجیره سرمایه‌گذاری راه می‌افتد.اصلاح نهادها شاید در ظاهر «تولیدی» نباشد، اما بدون آن، هیچ دستگاهی روشن نمی‌شود.

 

خروج از جزیره؛ تولید برای بیرون، نه فقط داخل

شاید مهم‌ترین اشتباه در سیاست‌های صنعتی برخی کشورها، نگاه درون‌گرایانه به تولید بوده است. کشورهایی مثل ویتنام، اندونزی و مکزیک دریافتند که تولید، اگر به بازار جهانی وصل نباشد، از پا می‌افتد.

ویتنام قراردادهای تجارت آزاد متعددی امضا کرد و زمان ترخیص کالا در گمرک را از چند هفته به دو روز رساند. مکزیک با اتصال به زنجیره تولید آمریکای شمالی، کارخانه‌های خودرو، قطعه‌سازی و الکترونیک را به مناطق مرزی خود جذب کرد.

تولید، وقتی به جهان وصل می‌شود، در برابر بحران‌های داخلی مقاوم‌تر می‌شود هم در تأمین، هم در فروش، و هم در جذب سرمایه.

آینده‌ای که شاید همین حالا در تاریکی نفس می‌کشد

کارخانه‌ای که روزی در ویتنام متروکه شد، امروز به یک مرکز آموزش صنعتی بدل شده است. کارگرانی که آن‌زمان اخراج شده بودند، حالا استادکاران جوانی را برای صنایع تازه تربیت می‌کنند. زندگی، حتی در دل کارخانه‌ای خاموش، هنوز فرصت دارد زنده شود—اگر کسی بخواهد موتور را از نو روشن کند.

در ایران نیز، شاید کارخانه‌هایی در اطراف تبریز، اصفهان یا ... باشند که امروز چراغ‌شان خاموش است. اما هیچ روایتی تمام نمی‌شود، مگر آنکه تصمیم‌گیران بخواهند. و شاید، فقط شاید، قصه‌ی سرمایه‌گذاری برای تولید، از همین کارخانه‌ی خاموش بعدی شروع شود.