ابتدا باید به یک سوءتفاهم اساسی پرداخت. مسئله همکاری ایران با FATF به معنای عضویت در این سازمان نیست. FATF اساساً عضو جدید نمی‌پذیرد و ایران هم به دنبال عضویت در آن نیست. بحث بر سر این است که ایران باید استانداردهای جهانی مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم را بپذیرد و نشان دهد که به‌درستی آن‌ها را اجرا می‌کند. این اقدامات به FATF اطمینان می‌دهد که ایران در مسیر همکاری قرار دارد و بدین ترتیب می‌توانیم از لیست اقدامات تقابلی یا به اصطلاح لیست سیاه خارج شویم. این گام، اگر به‌درستی اجرا شود، به رفع بسیاری از موانع بانکی و تجاری کمک می‌کند.

در گام بعد، باید به این موضوع بپردازیم که تصمیم‌گیری در مسائل کلان کشور باید بر اساس منافع ملی باشد، نه صرفاً در تقابل یا همراهی با مواضع دیگر کشورها. اگر آمریکا، به دلایل خود، از حفاظت از محیط زیست حمایت کند، آیا ما باید تنها به دلیل مخالفت با آمریکا، علیه محیط زیست عمل کنیم؟ یا اگر آمریکا از بهداشت عمومی و مبارزه با بیماری‌های واگیردار حمایت کند، آیا باید سیاست‌های سلامت عمومی را کنار بگذاریم؟ این استدلال در مورد همکاری با FATF نیز صدق می‌کند. ما باید بررسی کنیم که اجرای این استانداردها چه تأثیری بر اقتصاد، نظام بانکی و جایگاه بین‌المللی کشور دارد و بر اساس همین تحلیل، تصمیم بگیریم.

نکته دوم این است که آمریکا از هر سازمان بین‌المللی که در آن حضور دارد برای منافع خود استفاده می‌کند. از سازمان ملل متحد گرفته تا کمیته بین‌المللی المپیک، آمریکا همواره در تلاش است تا ابزارهای جهانی را به نفع سیاست‌های خود به کار گیرد. اما آیا این به معنای آن است که ما نیز باید حضور در این سازمان‌ها را کنار بگذاریم؟ اگر آمریکا از ابزارهای بین‌المللی به نفع خود بهره می‌برد، چرا ما نتوانیم با همان ابزارها، منافع ملی خود را پیگیری کنیم؟ FATF نیز از این قاعده مستثنا نیست. اگر آمریکا توانسته از این گروه برای پیشبرد سیاست‌های خود استفاده کند، ما نیز باید از همان مکانیزم برای کاهش فشارهای اقتصادی و گسترش همکاری‌های مالی بهره ببریم.

سومین نکته به موضع آمریکا در قبال عدم همکاری ایران با FATF مربوط می‌شود. وقتی ایران با FATF همکاری نمی‌کند، در لیست سیاه قرار می‌گیرد و این مسئله، زمینه سوءاستفاده آمریکا را فراهم می‌کند. در این شرایط، آمریکا از لیست سیاه FATF به عنوان یک ابزار برای اعمال فشار بیشتر بر اقتصاد ایران استفاده می‌کند. این سوال مطرح می‌شود که آیا حضور ما در لیست سیاه، دست آمریکا را برای سوءاستفاده بازتر نکرده است؟ به‌طور قطع، آمریکا در شرایط تحریم و انزوای مالی ایران، حداکثر بهره‌برداری را از این وضعیت می‌کند. بنابراین، عدم همکاری با FATF به‌معنای کاهش قدرت آمریکا در اعمال فشار بر ایران نیست؛ بلکه برعکس، ابزارهای او را برای این کار تقویت می‌کند.

برای روشن‌تر شدن این موضوع می‌توان از یک مثال ملموس استفاده کرد. فرض کنید قصد داریم یک دارو مصرف کنیم. طبیعی است که درباره عوارض احتمالی آن دارو تحقیق کنیم. ممکن است دارو عوارض جانبی داشته باشد و ما با خطرات احتمالی آن مواجه شویم. حالا سوال این است: آیا باید از مصرف دارو خودداری کنیم؟ پاسخ این است که خیر، زیرا باید عوارض عدم مصرف دارو را هم در نظر بگیریم. گاهی اوقات، عدم مصرف دارو خطرات بیشتری از عوارض جانبی آن دارد. مسئله FATF نیز به همین شکل است. برخی می‌پرسند که آیا تضمینی وجود دارد که آمریکا از همکاری ما با FATF علیه ما استفاده نکند؟ خیر، هیچ تضمینی وجود ندارد. اما سوال مهم‌تر این است: آیا تضمین می‌دهیم که آمریکا از عدم همکاری ما با FATF سوءاستفاده بیشتری نکند؟ پاسخ روشن است. می‌توان با قطعیت گفت که عدم همکاری ما با FATF، مورد سوءاستفاده آمریکا قرار می‌گیرد و عملاً کار او را برای منزوی کردن ایران تسهیل می‌کند.

باید توجه داشته باشیم که تصمیم‌گیری در این زمینه به معنای انتخاب بین بد و خوب نیست؛ بلکه انتخاب بین دو وضعیت با پیامدهای متفاوت است. اگر همکاری کنیم، ممکن است برخی از اطلاعات مالی ما تحت نظارت قرار گیرد یا فشارهایی متوجه ما شود. اما اگر همکاری نکنیم، به‌طور قطع، در انزوای بیشتر قرار خواهیم گرفت و ابزارهای آمریکا برای فشار بر ما تقویت خواهد شد. این یک تصمیم راهبردی است که نیاز به نگاه دقیق به منافع ملی و درک پیامدهای هر دو گزینه دارد.

در نهایت، همکاری با FATF به معنای تسلیم در برابر خواسته‌های دیگران نیست؛ بلکه حرکتی است در جهت منافع ملی ایران. همان‌گونه که در بسیاری از موارد، کشورها از سازوکارهای بین‌المللی برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کنند، ایران نیز می‌تواند با اجرای استانداردهای FATF، از فشارهای بین‌المللی بکاهد و زمینه‌های رشد اقتصادی را فراهم کند.