چگونه ترامپ در زمین دشمنان آمریکا بازی میکند؟
اکوایران: موفقیت دستور کار «اول آمریکا» بهطرز متناقضی باعث کاهش قدرت ایالات متحده در توازن قدرت جهانی خواهد شد.

به گزارش اکوایران، یک دولت ساختارشکن به دنبال تغییر قوانین و هنجارهای نظم جهانی موجود است. در سالهای اخیر، عادت کردهایم که چین و روسیه را بهعنوان یاغیان اصلی در این مسیر شناسایی کنیم. اما اکنون، همانطور که جان آیکنبری، دانشمند علوم سیاسی در دانشگاه پرینستون، بهطور موجزی اشاره میکند، «یک دولت ساختارشکن دیگر وارد صحنه شده تا نظم بینالمللی لیبرال را به چالش بکشد، و آن ایالات متحده است. این ترامپ است که در دفتر بیضیشکل کاخ سفید، در قلب تپنده جهان آزاد، نشسته است.»
به نوشته ناتان گاردلز، در نئوما، کسی دقیقاً نمیداند که ورود یک ابرقدرت مانند آمریکا به محور آشوب چه پیامدهایی خواهد داشت. ترامپیسم، در نهایت، یک ایدئولوژی منسجم نیست، بلکه ترکیبی از نارضایتیها، دلخوریها، ترسها و دغدغههاست، برخی از آنها واقعی و گسترده، و برخی دیگر ساختهوپرداخته ذهن یک اقلیت توطئهمحور.
در داخل آمریکا، نشانههای نگرانکننده از گرایشهای غیرلیبرال در دولت، پیش از شروع رسمی آن، آشکار شدند. از جمله ادبیات خشن انتقامگیری علیه مخالفان سیاسی داخلی، وعده عفو شورشیان ۶ ژانویه، و برنامه ترامپ برای دور زدن بررسیهای جدی سنا در تأیید نامزدهای ضعیف خود از طریق «انتصابات موقت» در دوران تعطیلی سنا.
بیتردید، اولین دستور کار دولت جدید، اعمال اصلاحات مورد مطالبه رأیدهندگان بود: مهار موج مهاجرتی که حتی از سالهای اوج ورود مهاجران از طریق جزیره الیس در اوایل قرن بیستم نیز فراتر رفته، و تلاش برای حذف نفوذ گفتمانهای وُک که فرهنگ و نهادهای آمریکا را در بر گرفته است، دارد.
اما در عرصه بینالمللی، جایی که دولت ترامپ هیچگونه مأموریت مردمی ندارد، هر اقدامی که انجام دهد با واکنشهای دیگر بازیگران که دارای اهداف، منافع و ناامنیهای خاص خود هستند، مواجه خواهد شد. آنها بهسادگی همراهی نخواهند کرد، یا در اقدامی مشابه تکنیک جوجیتسو، سعی خواهند کرد ضربات وارده را به نفع خود هدایت کنند.
در تلاقی این تعاملات است که موفقیت سیاستهای «اول آمریکا» میتواند بهطور ناخواسته سایر جنبههای حیاتی منافع ملی را تضعیف کند.
این موضوع بهویژه در ارتباط میان تعرفهها، ائتلافها و صفبندیهای استراتژیک در رقابت ژئوپلیتیک با چین، بیش از هر جای دیگری آشکار خواهد شد.
تعرفهها ممکن است همانطور که انتظار میرود عمل کنند
پاسخ معمول کارشناسان اقتصادی به تعرفههای پیشنهادی ترامپ این است که آنها نهتنها باعث تورم بیشتر خواهند شد، درحالیکه ترامپ برای کاهش تورم انتخاب شده، بلکه رکودی مشابه دهه ۱۹۳۰ را رقم خواهند زد. آن دوران، قانون حمایتگرایانه تعرفه اسموت-هاولی منجر به رکود شدید اقتصادی شد.
اما مایکل پتیس، اقتصاددان برجسته و نویسنده کتاب «جنگهای تجاری، جنگهای طبقاتی: چگونه افزایش نابرابری اقتصاد جهانی را مختل میکند و صلح بینالمللی را تهدید میکند»، روایتی متفاوت از این سناریو ارائه داده است.
در مقالهای با عنوان «چگونه تعرفهها میتوانند به آمریکا کمک کنند»، که در فارن افرز منتشر شد، پتیس استدلال میکند که اقتصاددانان درسهای اشتباهی از شکستهای دهه ۱۹۳۰ گرفتهاند.
او نوشت: «تعرفهها نه نوشدارو هستند و نه لزوماً مضر. اثربخشی آنها، مانند هر سیاست اقتصادی دیگر، به شرایطی که در آن اعمال میشوند بستگی دارد. قانون اسموت-هاولی در زمان خود یک شکست بود، اما این شکست چیز زیادی درباره تأثیر تعرفهها بر ایالات متحده امروز نمیگوید. دلیل آن این است که برخلاف آن زمان، ایالات متحده در حال حاضر تولید بیش از حدی نسبت به مصرف خود ندارد. جالب اینجاست که تاریخ اسموت-هاولی امروز بیشتر درباره تأثیر تعرفهها بر کشوری مانند چین میگوید، زیرا مازاد تولید چین شباهت بیشتری به ایالات متحده دهه ۱۹۲۰ دارد تا آمریکا در زمان کنونی.»
او ادامه داد: «آمریکاییها سهم بسیار زیادی از آنچه تولید میکنند را مصرف میکنند، بنابراین مجبورند کمبود خود را از خارج وارد کنند. در این شرایط، تعرفهها (در صورت اجرای صحیح) تأثیری برعکس قانون تعرفه اسموت-هاولی خواهند داشت. با مالیاتبندی بر مصرف و یارانه دادن به تولید، تعرفههای امروزی بخشی از تقاضای آمریکا را به سمت افزایش میزان کلی کالاها و خدمات تولید شده در داخل کشور هدایت خواهند کرد. این امر منجر به افزایش تولید ناخالص داخلی (GDP) ایالات متحده، افزایش اشتغال، افزایش دستمزدها و کاهش بدهی خواهد شد. خانوارهای آمریکایی قادر خواهند بود بیشتر مصرف کنند، حتی در حالی که مصرف بهعنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی کاهش مییابد.»
افزایش عرضه داخلی، همراه با قدرت خرید بیشتر در داخل، همچنین میتواند به کاهش تورم کمک کند، هرچند این امر زمان خواهد برد.
به عبارت دیگر، حتی آنهایی که به درستی مخالف گسترش دموکراسی غیرلیبرال هستند، باید بپذیرند که مالیات تجاری ترامپ ممکن است همانطور که در نظر گرفته شده، عمل کند.
چشمانداز اقتصادی همچنین میتواند با آزادسازی پتانسیل نوآوران فناوری بیشتر بهبود یابد، همانطور که همکاری جدید ترامپ با ایلان ماسک و دیگر میلیاردرهای سیلیکون ولی نشان میدهد. چگونه ممکن است اجرای درست این سیاستها به شکست منجر شود؟
تحقق یک هدف استراتژیک کلیدی چین
اگر تعرفههای ترامپ صرفاً بر صادرات بیشازحد چین به ایالات متحده متمرکز بود، این اقدام با هدف دیگر دولت او، یعنی جلوگیری از قدرت گرفتن چین بهعنوان یک تهدید استراتژیک، هماهنگ بود.
اما در صورتی که این تعرفهها بخشی از یک ذهنیت انزواطلبانه جدید باشند که فراتر از چین، شامل اروپا، آسیا و حتی کشورهای همسایهای مانند مکزیک و کانادا شود، نتیجه معکوس خواهد داشت.
در چنین شرایطی، این سیاستها بهجای تضعیف چین، به تحقق یکی از مهمترین اهداف مبارزه آن با نظم بینالملل موجود کمک میکنند: تضعیف اعتماد به سیستم اتحادها و همپیمانیهای بینالمللی که قدرت ایالات متحده را حفظ میکند.
این همان دلیلی است که باعث شده یان شوئهتونگ، استراتژیست برجسته چینی، اخیراً اعلام کند که «رهبران پکن از ترامپ هراسی ندارند.»
او نوشت: «چینیها بهخوبی درک کردهاند که در رقابت بین قدرتهای بزرگ، سیاست خارجی اغلب در جایگاه دوم پس از سیاست داخلی قرار میگیرد.»
از زمان دولت اول ترامپ تا دوره جو بایدن، چین خود را برای یک خصومت پایدار با هر کسی که در کاخ سفید مستقر باشد، آماده کرده است. در نتیجه، چین سیاستهای خود را به سمت افزایش مصرف داخلی، ایجاد روابط تجاری جایگزین با کشورهای جنوب جهانی، و احیای نفوذ اقتصادی خود در سرزمینهای اوراسیا، از جمله روسیه، تغییر داده است.
همزمان، چین در تلاش است تا در اقتصادهای اروپایی، آسیای شرقی و آمریکای لاتین که به بازار و زنجیره تأمین یا سرمایهگذاریهای زیربنایی چین وابسته هستند، نفوذ بیشتری پیدا کند.
رهبران پکن همچنین آمادهاند تا تحریمهای تلافیجویانهای علیه آمریکا اعمال کنند که به آسیبپذیرترین نقاط واشنگتن ضربه بزند. با وجود تعرفههای سنگین، پکن فرصتهای استراتژیک بیشتری در دوره ترامپ نسبت به بایدن میبیند.
یان در این رابطه میگوید: «انزواگرایی سیاسی ترامپ که همتای دیپلماتیک سیاستهای حمایتی اقتصادی اوست، ممکن است باعث کاهش سرمایهگذاری آمریکا در حفاظت از متحدان سنتی خود شود.»
تراممپ مدتهاست که متحدان آمریکا را به «سوءاستفاده» از قدرت و سخاوت واشنگتن متهم کرده است.
اعمال تعرفه بر دوستان آمریکا، همراه با کاهش تعهدات امنیتی، ممکن است متحدان ایالات متحده در اروپا و آسیا را به این نتیجه برساند که بهتر است میان آمریکا و چین راهی برای موازنه پیدا کنند.
در نتیجه، میدان بازی جهانی «برابر» خواهد شد، اما نه به شیوهای که ترامپ انتظار دارد.
در واقع، موفقیت دستور کار «اول آمریکا» بهطرز متناقضی باعث کاهش قدرت ایالات متحده در توازن قدرت جهانی خواهد شد، مشابه آنچه که برگزیت موجب کاهش چشمگیر حضور و اعتبار بریتانیا در صحنه جهانی شد.
این دقیقاً همان بازنگری در نظم لیبرال جهانی است که سایر محورهای آشوب مدتهاست به دنبال آن بودهاند.
تیتر یک در اکوایران
پربینندهترینها
-
پاکستان به ژاپن خودرو صادر کرد
-
آژیر قرمز در پایتخت؛ صدای نجات تهران شنیده نمیشود
-
جهش بودجه ایمنی و بحران تهران
-
واکنش بازارها به تعرفه های ترامپ؛ جهش طلا و نقره، ریزش رمز ارز
-
موضع روسیه درباره حمله نظامی آمریکا به ایران
-
تهدید مالی برای 90 درصد ایرانیان
-
سیاست ترامپ در قبال تهران و قفقاز؛ بازی علیه ایروان بر میگردد؟
-
ترامپ رسماً شیپور جنگ تجاری را نواخت
-
پاسخی که ناپدید شد: رمزگشایی از حذف کامنت نماینده ترامپ برای عراقچی