در آستانه کریسمس، بسیاری از خانواده‌های سوئدی به‌جای دریافت کارت تبریک، بروشوری ۳۲ صفحه‌ای از دولت دریافت کردند؛ نه برای جشن، بلکه با عنوانی هشداردهنده: «اگر جنگ بیاید». این دفترچه راهنما، به دور از هراس‌افکنی، دستورالعملی کاربردی برای بقا در شرایط بحرانی بود. از ذخیره آب و غذا گرفته تا نگهداری پول نقد و وسایل گرمایشی، این پیام روشن بود: در شرایط بحرانی، شهروندان باید دست‌کم برای ۷۲ ساعت بتوانند بدون کمک بیرونی دوام بیاورند.

این اقدام تنها منحصر به سوئد نبود. با افزایش تنش‌ها در مرزهای شرقی اروپا، خصوصاً پس از تهاجم روسیه به اوکراین، کشورهای بیشتری در حال بازنگری در تعاریف امنیت ملی هستند؛ امنیتی که دیگر فقط به ارتش و دولت محدود نیست، بلکه مردم نیز بخشی از آن محسوب می‌شوند.

آمادگی ۷۲ ساعته؛ یک راهبرد ملی

راهنمای «اگر جنگ بیاید» شامل فهرستی از اقلام ضروری است: ۲۰۰ لیتر آب برای هر خانواده چهار نفره، غذاهای کنسروی، چراغ قوه، دارو، باتری، رادیوی دستی و لباس گرم. مردم اسکاندیناوی حتی می‌توانند بسیاری از این اقلام را از دستگاه‌های فروش خودکار خریداری کنند – از غذای سگ گرفته تا کنسرو لوبیا.

هدف اصلی این راهنما، آموزش مردم برای مقاومت اولیه در برابر بحران‌هایی است که ممکن است ناگهانی و فراگیر باشند؛ از تهاجم نظامی گرفته تا حملات سایبری یا بحران‌های زیست‌محیطی. دولت‌ها نیز در همین راستا زیرساخت‌های قدیمی پناهگاهی را بازسازی کرده، و سناریوهای اضطراری را تمرین می‌کنند. در فنلاند، نسخه جدیدی از «راهنمای بقا در جنگ» منتشر شده که جمله کلیدی‌اش این است: «در بحران، آماده‌بودن نجات‌بخش است».

بازتعریف نقش شهروند در امنیت ملی

در بسیاری از کشورهای اروپایی – به‌ویژه در منطقه بالتیک – نقش مردم در تأمین امنیت ملی دوباره برجسته شده است. مقامات کشورهای استونی، لتونی و لیتوانی شهروندان را تشویق به آموزش نظامی، ذخیره منابع، و آشنایی با اقدامات دفاعی کرده‌اند. 

در سوئد، این نگاه جدید از سوی دولت «پیشرفت‌محور» توصیف شده است. مشابه همین اقدام، در ژوئن سال ۱۹۴۳ نیز دولت سوئد بروشوری مشابه برای مردم ارسال کرده بود؛ تجربه‌ای که اکنون، پس از هشت دهه، دوباره تکرار شده است. اما این‌بار، با ابزارهای مدرن‌تر و با ذهنیتی متفاوت از بحران‌های قرن بیست‌ویکم.

این موج جدید آماده‌سازی، هم‌زمان با افزایش بودجه دفاعی و بازنگری در سربازی اجباری در برخی کشورها مانند فرانسه و نروژ همراه شده است. در فنلاند، سربازگیری همچنان فعال است و آموزش‌های دفاع غیرنظامی توسعه یافته‌اند.

تجربه‌ای که ذهنیت را تغییر داد

اگرچه هشدارها و بروشورها نقش مهمی در ایجاد آمادگی عمومی دارند، اما بسیاری از شهروندان اروپایی نقطه‌ عطف اصلی را در تجربیات شخصی‌ خود می‌دانند. از خالی بودن قفسه‌های فروشگاه‌ها در دوران کرونا گرفته تا اختلال در زنجیره تأمین و افزایش حملات سایبری، همه این رویدادها نقش مهمی در بازگشت مردم به تفکر «آماده‌بودن» ایفا کرده‌اند.

یکی از شهروندان سوئدی به اکونومیست گفته است: در دوران کووید آموختم که نمی‌توانی در لحظه تصمیم بگیری؛ باید از قبل برنامه داشته باشی.

شاید این جمله، بهترین خلاصه از آن چیزی باشد که امروز اروپا را فرا گرفته است: بازگشت به آمادگی، در برابر دنیایی که دیگر باثبات و قابل پیش‌بینی نیست.

منبع:اکونومیست